تأییدطلبی چیست؟
آیا قبل از ارسال یک پیام، بارها آن را می خوانید تا مطمئن شوید طرف مقابل ناراحت نمی شود؟ آیا وقتی با تصمیمی مخالف هستید، باز هم با آن موافقت می کنید تا کسی از شما دلخور نشود؟ آیا تعریف و تحسین دیگران حالتان را به طور محسوسی بهتر می کند و بی توجهی یا انتقاد آنها اعتمادبه نفستان را پایین می آورد؟
اگر پاسخ شما به بعضی از این پرسش ها مثبت است، ممکن است با تأییدطلبی روبه رو باشید. سعیده امانی در تجربه مشاوره و فعالیت خود به عنوان روانشناس در کرج، بررسی ریشه های چنین الگوهایی را مهم می داند؛ زیرا زمانی که نیاز به تأیید دیگران به طور مداوم بر روابط، تصمیم ها و احساس ارزشمندی فرد اثر می گذارد، صرفاً با کنترل رفتارهای ظاهری نمی توان مسئله را به طور کامل شناخت.
تأییدطلبی به معنای علاقه داشتن به دوست داشته شدن یا اهمیت دادن به نظر دیگران نیست. همه انسان ها به ارتباط، تعلق و پذیرفته شدن نیاز دارند. مسئله زمانی آغاز می شود که ارزشمندی خود را بیش از اندازه به واکنش دیگران وابسته کنیم؛ یعنی آرامش ما زمانی برقرار باشد که دیگران از ما راضی باشند، تصمیم هایمان زمانی درست به نظر برسند که دیگران آنها را تأیید کنند و حتی نه گفتن برایمان با احساس گناه همراه شود.

تأییدطلبی دقیقاً چیست؟
تأییدطلبی یا Approval Seeking الگویی از فکر و رفتار است که در آن فرد برای احساس ارزشمندی، امنیت یا پذیرفته شدن، به تأیید بیرونی وابستگی قابل توجهی پیدا می کند. فرد تأییدطلب ممکن است ظاهراً بسیار مهربان، سازگار، مسئولیت پذیر و حتی موفق باشد؛ بنابراین همیشه نمی توان تأییدطلبی را از روی رفتارهای بیرونی تشخیص داد.
ممکن است یک فرد تأییدطلب مدیر موفقی باشد، دیگری همسر یا والد بسیار فداکاری باشد و فردی دیگر در محیط اجتماعی کاملاً محبوب به نظر برسد.آنچه اهمیت دارد، انگیزه پشت رفتار است. برای مثال، بین این دو جمله ی کمک کردن به دوستم را انتخاب کردم، چون برایم مهم است و کمک کردم، چون اگر کمک نمی کردم می ترسیدم دوستم فکر کند آدم بدی هستم،تفاوت زیادی وجود دارد. در ظاهر، هر دو نفر رفتار مشابهی انجام داده اند؛ اما در مورد دوم، رفتار بیشتر از انتخاب آزادانه، از ترس از دست دادن تأیید ناشی شده است.
چرا انسان به تأیید دیگران نیاز دارد؟
نیاز به تعلق و پذیرفته شدن بخشی طبیعی از روان انسان است. انسان موجودی اجتماعی است و ارتباط با دیگران برای سلامت روان اهمیت دارد. بنابراین هدف، تبدیل شدن به فردی است که اصلاً برایش مهم نیست دیگران چه فکر می کنند، نیست. چنین حالتی حتی می تواند نشانه بی تفاوتی یا انکار نیازهای اجتماعی باشد. سلامت روان در نقطه ای میان وابستگی به تأیید دیگران و بی اعتنایی کامل به نظر آنها قرار دارد. فرد سالم می تواند نظر دیگران را بشنود، از بازخورد استفاده کند، اشتباه خود را بپذیرد و در عین حال ارزش شخصی خود را کاملاً به نظر دیگران گره نزند. مشکل زمانی شکل می گیرد که تأیید دیگران از یک نیاز طبیعی به یک شرط ارزشمندی تبدیل شود.

ریشه های تأییدطلبی چیست؟
تأییدطلبی معمولاً یک شبه ایجاد نمی شود. در بسیاری از موارد، این الگو در طول سال ها و در نتیجه ترکیبی از تجربه های خانوادگی، روابط، باورهای فردی و سبک مقابله ای شکل می گیرد.
۱. تجربه های کودکی
یکی از ریشه های احتمالی تأییدطلبی، تجربه محبت یا توجه مشروط در دوران کودکی است. برای مثال، کودکی ممکن است به تدریج چنین پیامی دریافت کند:
- وقتی نمره خوبی می گیرم، بیشتر دوستم دارند.
- وقتی آرام و مطیع هستم، تحسین می شوم.
- وقتی مخالفت می کنم، دیگران از من ناراحت می شوند.
کودک از این تجربه ها ممکن است به این نتیجه برسد که برای پذیرفته شدن باید درست رفتار کند، دیگران را ناراحت نکند یا همیشه خوب باشد.این باورها می توانند در بزرگسالی نیز ادامه پیدا کنند.
۲. ترس از طرد شدن
در بسیاری از افراد، پشت تأییدطلبی یک ترس عمیق تر وجود دارد که اگر آنها من واقعی را ببینند، ممکن است مرا نخواهند. بنابراین فرد سعی می کند تصویری از خود ارائه دهد که احتمال پذیرفته شدنش بیشتر باشد. ممکن است عقیده واقعی خود را پنهان کند، خواسته هایش را بیان نکند یا حتی در رابطه ای بماند که نیازهایش در آن نادیده گرفته می شود. در اینجا مسئله فقط جلب رضایت نیست؛ فرد در واقع تلاش می کند از تجربه دردناک طرد شدن پیشگیری کند.
۳. عزت نفس شکننده
یکی از مهم ترین عوامل مرتبط با تأییدطلبی، ارزشمندی مشروط است. در ارزشمندی مشروط، فرد در عمق ذهن خود چنین الگویی دارد که اگر موفق باشم، ارزشمندم یا اگر همه مرا دوست داشته باشند، آدم خوبی هستم و یا اگر اشتباه کنم، بی ارزش می شوم و حتی در ذهن می آید که اگر کسی از من ناراحت شود، حتماً من کار بدی کرده ام. در این شرایط، تأیید دیگران مانند یک مسکن موقت عمل می کند. تعریف دیگران برای مدتی احساس ارزشمندی ایجاد می کند، اما چون این احساس از درون تثبیت نشده است، فرد دوباره به تأیید بعدی نیاز پیدا می کند.
۱۲ نشانه مهم تأییدطلبی
تأییدطلبی شدت های مختلفی دارد و وجود یک یا دو نشانه به تنهایی به معنای وجود یک مشکل روان شناختی نیست. با این حال، برخی نشانه های رایج عبارت اند از:
- سخت بودن نه گفتن
- احساس گناه بعد از مخالفت با دیگران
- تغییر نظر برای جلوگیری از بحث
- نیاز زیاد به تعریف و تحسین
- حساسیت شدید به انتقاد
- مقایسه مداوم خود با دیگران
- تلاش برای راضی نگه داشتن همه
- ترس از ناراحت کردن دیگران
- توضیح دادن بیش از حد تصمیم ها
- پنهان کردن عقیده واقعی
- احساس اضطراب هنگام بی توجهی دیگران
- وابسته شدن حال روحی به واکنش دیگران
تفاوت مهربانی با تأییدطلبی
مهربانی و تأییدطلبی ممکن است از بیرون شبیه هم به نظر برسند، اما انگیزه پشت آنها متفاوت است. فرد مهربان کمک می کند چون انتخاب کرده است کمک کند اما فرد تأییدطلب ممکن است کمک کند چون از پیامد کمک نکردن می ترسد. در مهربانی سالم، فرد می تواند گاهی بگوید الان نمی توانم، با این موضوع موافق نیستم و یا این درخواست برای من مناسب نیست. اما در تأییدطلبی، گفتن چنین جملاتی ممکن است با اضطراب، احساس گناه یا ترس از طرد شدن همراه باشد.

تأییدطلبی چه بلایی سر روابط می آورد؟
در نگاه اول ممکن است تأییدطلبی روابط را بهتر کند؛ زیرا فرد کمتر مخالفت می کند، بیشتر سازش می کند و تلاش زیادی برای رضایت دیگران دارد. اما در بلندمدت، نتیجه می تواند کاملاً برعکس باشد. فردی که دائماً نیازهای خود را سرکوب می کند، ممکن است به تدریج دچار خشم پنهان، فرسودگی و احساس قربانی شدن شود. او ممکن است در ذهن خود بگوید که من برای همه این قدر کار کردم، چرا کسی قدر مرا نمی داند؟
مشکل اینجاست که دیگران همیشه از نیازهای بیان نشده ما خبر ندارند. وقتی فرد بارها بله گفته است، در حالی که درونش نه بوده، نمی توان انتظار داشت دیگران به طور دقیق بدانند که او واقعاً چه می خواسته است. به همین دلیل، تأییدطلبی گاهی رابطه ای ظاهراً آرام اما درونی پر از رنج ایجاد می کند. یکی از مهارت هایی که می تواند در چنین شرایطی به فرد کمک کند، مرزگذاری در روابط است؛ یعنی بتواند بدون احساس گناه، خواسته ها، محدودیت ها و نیازهای خود را در رابطه مشخص و بیان کند.
تأییدطلبی و رابطه عاطفی
در روابط عاطفی، تأییدطلبی می تواند شکل های مختلفی داشته باشد. برای مثال فرد دائماً از شریک عاطفی خود می پرسد که هنوز دوستم داری؟ از من ناراحتی؟ چیزی شده؟ یا ممکن است رفتار شریک خود را بیش از حد تحلیل کند. و حتی یک پاسخ کوتاه، دیر جواب دادن پیام یا تغییر لحن می تواند باعث اضطراب زیادی شود. در چنین شرایطی، رابطه ممکن است به جای فضایی برای صمیمیت، تبدیل به فضایی برای تأیید گرفتن شود.
تأییدطلبی و شبکه های اجتماعی
شبکه های اجتماعی می توانند نیاز به تأیید را تشدید کنند. لایک، کامنت، تعداد دنبال کننده و بازدید، همگی شکل هایی از بازخورد اجتماعی هستند. مشکل زمانی ایجاد می شود که فرد ارزش خود را با این معیارها اندازه گیری کند. برای مثال اگر این پست لایک کمی بگیرد، یعنی جذاب نیستم یا اگر دیگران زندگی بهتری دارند، یعنی من عقب مانده ام. در چنین شرایطی، شبکه اجتماعی به جای ابزار ارتباط، تبدیل به دستگاه سنجش ارزشمندی می شود.
آیا باید کاملاً از نظر دیگران بی نیاز شویم؟
خیر. این تصور که برای قوی شدن باید اصلاً برایم مهم نباشد دیگران چه فکر می کنند، می تواند خودش یک افراط جدید باشد. بلوغ روان شناختی یعنی بتوانیم همزمان دو حقیقت را تحمل کنیم که ممکن است دیگران مرا تأیید نکنند و من همچنان ارزشمند باشم و ممکن است نظر دیگران درباره من اطلاعات مفیدی داشته باشد، بدون اینکه ارزشمندی من را تعیین کند. این همان چیزی است که می توان آن را حرکت از تأیید بیرونی به اعتبار درونی نامید.

چگونه از تأییدطلبی رها شویم؟
رهایی از تأییدطلبی معمولاً با یک تصمیم ناگهانی اتفاق نمی افتد. این الگو در طول زمان شکل گرفته و نیازمند تمرین است.
- گام اول: تأییدطلبی خود را شناسایی کنید. هر بار که می خواهید کاری انجام دهید، از خود بپرسید که اگر مطمئن بودم هیچ کس از تصمیم من ناراحت یا خوشحال نمی شود، باز هم همین کار را می کردم؟ این سؤال می تواند انگیزه واقعی رفتار را آشکار کند.
- گام دوم: نه گفتن را از موقعیت های کوچک شروع کنید. لازم نیست از ابتدا در موقعیت های بسیار مهم مرزبندی کنید. می توانید از موقعیت های کوچک شروع کنید.به عنوان مثال امروز نمی توانم بیایم یا این زمان برای من مناسب نیست. هدف این نیست که بی ملاحظه شوید؛ هدف این است که یاد بگیرید مخالفت کردن لزوماً به معنای از دست دادن رابطه نیست.
- گام سوم: تحمل ناراحتی دیگران را تمرین کنید. یکی از دشوارترین بخش های رهایی از تأییدطلبی این است که بپذیریم که گاهی دیگران از تصمیم ما ناراحت می شوند و این لزوماً به معنای اشتباه بودن تصمیم ما نیست. در روابط سالم، اختلاف نظر طبیعی است.
- گام چهارم: ارزش های شخصی خود را مشخص کنید.از خود بپرسید که چه چیزهایی برای من مهم هستند؟ اگر قرار نبود کسی مرا قضاوت کند، چگونه زندگی می کردم؟ چه تصمیم هایی را فقط برای رضایت دیگران گرفته ام؟ شناخت ارزش ها کمک می کند تصمیم ها از درون هدایت شوند، نه فقط از واکنش دیگران.
- گام پنجم: قبل از توضیح دادن مکث کنید. افراد تأییدطلب اغلب تصمیم های خود را بیش از حد توضیح می دهند. برای مثال ببخشید که نمی توانم بیایم، چون خیلی کار دارم، بعد هم باید فلان جا بروم، بعد هم…گاهی یک جمله ساده کافی است که متأسفم، این بار نمی توانم. لازم نیست برای هر تصمیمی دفاعیه بنویسیم.
- گام ششم: رابطه خود با انتقاد را تغییر دهید. انتقاد همیشه به معنای رد شدن نیست. می توانید از خود بپرسید که آیا در این انتقاد نکته مفیدی وجود دارد؟ اگر بله، از آن استفاده کنید. اگر نه، لازم نیست آن را به تعریف شخصیت خود تبدیل کنید.
ریشه عمیق تر: من کافی نیستم.
در بسیاری از موارد، تأییدطلبی فقط یک رفتار نیست؛ پشت آن یک باور عمیق تر وجود دارد که من به اندازه کافی خوب نیستم. در چنین شرایطی، فرد تلاش می کند با موفقیت، محبوبیت، زیبایی، کمک کردن یا کامل بودن این احساس را جبران کند. اما مشکل اینجاست که هیچ مقدار تأیید بیرونی نمی تواند برای همیشه این باور را خاموش کند. ممکن است صد نفر فرد را تحسین کنند، اما یک انتقاد کوچک دوباره احساس بی ارزشی را فعال کند. به همین دلیل، کار اصلی اغلب در سطح عمیق تری اتفاق می افتد: بازسازی رابطه فرد با خودش.
نگاه یونگی به تأییدطلبی
از دیدگاه روان شناسی تحلیلی، یکی از مفاهیمی که می تواند به فهم تأییدطلبی کمک کند پرسونا است. پرسونا از نظر یونگ تصویری است که ما برای حضور در جامعه ارائه می دهیم. همه انسان ها پرسونا دارند و وجود آن ضروری است. مشکل زمانی ایجاد می شود که فرد بیش از حد با پرسونا یکی شود. برای مثال، فرد ممکن است سال ها نقش آدم خوب، فرد فداکار، همیشه قوی یا همیشه مهربان را بازی کند.
اما بخش هایی از شخصیت که با این تصویر سازگار نیستند به سایه رانده می شوند. خشم، خواسته های شخصی، مخالفت، نیاز به استراحت یا حتی خودخواهی سالم ممکن است سرکوب شوند. در چنین شرایطی، رهایی از تأییدطلبی فقط یاد گرفتن نه گفتن نیست. بلکه بخشی از مسیر فردیت یابی است: یعنی تبدیل شدن به کسی که واقعاً هستیم، نه فقط کسی که دیگران دوست دارند باشیم.شناخت بخش هایی از شخصیت که به سایه رانده شده اند، می تواند به درک عمیق تر این الگوها کمک کند؛ موضوعی که در دوره سایه نیز به صورت تخصصی تر بررسی می شود.
چه زمانی از روان شناس کمک بگیریم؟
اگر تأییدطلبی باعث شده است که نتوانید در روابط مرز داشته باشید، دائماً از طرد شدن بترسید، تصمیم های مهم زندگی را بر اساس نظر دیگران بگیرید، در روابط ناسالم بمانید یا اضطراب زیادی درباره نظر دیگران تجربه کنید، گفت وگو با روان شناس می تواند به شناخت ریشه های این الگو و تغییر آن کمک کند.
جمع بندی
نیاز به تأیید دیگران بخشی طبیعی از انسان بودن است. مشکل زمانی آغاز می شود که ارزش خود را کاملاً به نظر دیگران وابسته کنیم. رهایی از تأییدطلبی به معنای بی تفاوت شدن نسبت به دیگران نیست. بلکه یعنی بتوانیم نظر دیگران را بشنویم، از بازخورد استفاده کنیم و در عین حال تصمیم های خود را بر اساس ارزش ها، نیازها و شناخت خودمان بگیریم. شاید مهم ترین پرسشی که بتوانیم از خود بپرسیم این باشد: اگر قرار نبود کسی مرا تأیید کند، آیا باز هم همین زندگی را انتخاب می کردم؟
دیدگاهتان را بنویسید